محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
310
خلد برين ( فارسى )
شرح ديوان معجز بيان امير مؤمنان و پيشواى متقيان و قافلهسالار سفيدرويان - عليه سلام الله الملك المنان - و شرح هدايه در حكمت ، و حاشيهء شمسيه در منطق ، و شرح حكمة العين ، و حاشيهء طوالع در كلام ، و شرح كافيه ، و رساله در فن معما . از غرايب امور آن كه با وجود وفور علم و دانش به تسنن مشهور بود لاجرم در سنهء تسع و تسع مائه به فرمان قهرمان قهر ، خاقان سكندر شان مؤاخذ گشته به ياران و دوستان خود پيوست . مولانا حسين واعظ سبزوارى : در علم انشاء و نجوم بلكه در ساير علوم سرآمد روزگار خود بود . مشهور است كه نوبتى از راه اضطرار بنا بر تقلب روزگار و تصاريف ليل و نهار جناب واعظ الانام به كام و ناكام از سبزوار سفر هرات پيش گرفت و رعايت و مراقبت سزاوار از امير عليشير ديده بعد از مدتى به ديار خود بازگشت . سبزواريان انديشيدند كه مبادا جناب مولوى در مدت غيبت به مذهب اهل سنت رغبت كرده باشد لاجرم با يكديگر مقرر كردند كه در حينى كه مولوى بر فراز منبر برآمده به موعظه مشغول گردد در صدد تحقيق عقيدهء وى درآيند و منتظر بودند تا مجلس وعظ مولوى در جمعهاى از جمعات منعقد گرديد و خلق سبزوار به جهت تحقيق اين مقدمه خود را به مسجد كشيدند و چون مولانا به موعظه مشغول شد پيرى كهنسال از ارباب فضل و كمال از ميان مردمان بر پاى خاست و به آواز بلند از مولوى پرسيد كه جبرئيل امين چند نوبت بر امير المؤمنين عليه السلام نازل شد ؟ مولانا بدون تفرقه و اضطراب جواب داد كه صد و چهل هزار بار . پير سؤال فرمود كه مولوى را در اين باب سندى هست ؟ مولانا فرمود كه سندى بهتر از حديث صحيح « انا مدينة العلم و على بابها » مىخواهيد ؟ چه به تحقيق پيوسته كه جبرئيل امين - عليه السلام - هفتاد هزار بار بر جناب رسالت مآب - صلى الله عليه و آله - نازل شده و چون چنين باشد در هر آمد و رفت به مقتضاى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ